تبليغاتX
داروخانه شبانه روزی
گاوی در باغ وحش
دیروز نه پریروز یک اتفاق جالب افتاد...یک مشتری وارد داروخانه شدو ۱۰تا قرص گلی بن کلامید خارجی خواست و ۱۰تا مت فورمین ایرانی (قرص های قندهستند)

چرا۶۰۰تومن..مگه چند حساب میکنین

...قرص قند خارجیش ۱۰تاش میشه۴۰۰تومن متفورمین هم ۱۰تاش ۲۰۰تومن

اون یکی داروخونه ۱۰تا قرص خارجی رو میده۳۰۰تومن..متفورمین هم میده۲۰۰تومن میشه۵۰۰تومن چرا اینجا که دولتیه گرونتره؟؟؟

...پدر من هر شبانه روزی که دولتی نیست  اینجا کاملا خصوصیه دوم اصلا امکان نداره یه همچین قیمتی بدن...اگه ناراحتی برو همونور بگیر

پسر جون من بازنشسته شهربانیم یه فاکتور بده ببینم

..من هم که دیدم طرف خیلی به خودش مینازد گفتم: فاکتور برای دارو نمی دیم میخای برو نسخه بیار

اینجا بود که طرف به یکباره آتشی شد وگفت:من با تو کار ندارم  بارئیست کار دارم...!!!!!

البته منظور ایشان از رئیس نسخه پیچ داروخانه بود که بعداز ۳بار انتقال جواز دارو خانه همانند یک دوشیزه دست نخورده مانده بودوپشت شیشه پیشخوان دارو خانه  به جلب انظار عمومی می پرداخت..مرتیکه عوام کالانعام من را با این تیپ و کلاس و ریش پرفسوری  بجای نسخه پیچ گرفته آنوقت اون نسخه پیچ دیلاق را با۶۵ سانت دماغ و اون روپوش چرک وکهنه ی در دستش بجای دکتر داروخانه گرفته...هی مازیار ببین به چه روزی افتادی !!!اآن همه استعداد آن همه نبوغ را کجا خرج میکنی  برای که ؟؟؟واقعا که حیف شدی...بگذریم...نفهمیدم چی شد که ایشان در آخر مزخرفاتی که به بیرون می پاشیدند گفتند:

من با اونی کار دارم که توی گاو رو گذاشته اینجا

با شنیدن این جمله یک حیوان دیگر به حیوانات درونم اضافه شد چرا که ازدید پرسنل داروخانه مثل سگ بداخلاق..بقول بانو مثل گربه کور نمک ...بقول دوستانم مثل اسب کاری ..وبقول برخی مثل نهنگ پراشتها...بودم این یکی راهم ایشان اضافه کردندتازه فهمیدم چرا تا بحال توی این شهر باغ وحش تاسیس نشده است پس من اینجا چکاره بودم ولی نفهمیدم من گاو بودم یاآقایی که میگفت آن یکی داروخانه ارزانتر میدهد اما باز هم از ما خرید کردو رفت

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 22:35  توسط مازیار.ع  | 

معما
شما را به خدا به من کمک کنید یک مساله یا بهتر بگویم معما برای من پیش امده که امیدوارم شما عزیزان  با نظرات گهربارتان  مرا راهنمایی کنید:

ساعت ۹شب در داروخانه نشسته بودم ومشغول اینترنت بازی بودم خانمی که سعی میکرد بسیار باکلاس جلوه کند و پاهایش رامثل مانکن های شبکه فاشیون ضربدری بگذارد درحالیکه بایک دست سعی میکرد روسری اش نگه داردو دست دیگرش را از آرنج به طرف بالا خم کرده بود درحالیکه کف دستش رو به بالا وپشت آن رو به پایین بود وارد داروخانه میشود و یکراست سمت باجه بهداشتی میرود و یک عدد ضدآفتاب نیوآ درخواست میکند وقتی از قیمتش خبردار میشود  میگوید:

باید سوال کنم ببخشید میتونم یه تلفن بزنم آخه یکی بهم سفارش داده؟؟!!!

نسخه پیچ ما هم بدون توجه به اینکه تلفن بدلیل فضولی اینجانب در اینترنت قطع است گوشی را به اومیدهد و سرکار خانم مشتری هم پس از شماره گرفتن مشغول صحبت با آن طرف خط میشود:

....باشه ایراد نداره عزیزم...خواهش میکنم این چه حرفیه  من که داشتم تا اینجا می آمدم...ببخشید آقا میگن نمیخواد...

وخیلی مودبانه وبا کلاس  خداحافظی میکند ومیرود ...

 شما را به خدا بجای اینکه بنشینید و قیافه من را مجسم کنید  بگویید ایشان با چه کسی داشتند صحبت میکردند ..نکند تلفن ما به مخابرات از ما بهتران وصل است

2 نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 22:33  توسط مازیار.ع  | 

وبلاگ نویسی
این روزها وبلاگ نویسی از آن حرکاتی است که در جامعه ما یکباره گل کرده و تقریبا هر کاربر اینترنت یا وبلاگ دارد یا فکر داشتن وبلاگ را حداقل یکبار از ذهن خود گذرانده است حال بگذریم از کسانیکه دو یا سه وبلاگ دارند وجالب اینکه همه شان هم به روز است...برخی وبلاگها محلی شده برای تبلیغات وبرخی برای پخش عکسهای سکسی وخانوادگی دیگران وبرخی هنری وبعضی سیاسی شده والبته  نظرات پای پستها هم بیشتر بی ربط و برای معرفی صاحب کامنت است.

اینجا هم مثل اکثر جاها بیشتر در احاطه بانوان است که به چند صورت است ..برخی دروبلاگشان از اشعار پست مدرن و عکس چشم وقلب ونامردی پسرها وخاطرات است..وبرخی هم حاوی دردل هایی از قبیل اینکه خدایا چرا مادر شوهر وخواهر شوهر را آفریدی یا  من که اینقدر هنر مندم ووبلاگ مینویسم چرا باید آشپزی بکنم!!!!!وبرخی هم  صدالبته هنر های نشکفته خود را درصحنه ادبیات به رخ ما آقایان میکشانند

اما چه شدکه من هم دست به کامپیوتر شدم ووبلاگ نویسی را شروع کردم -هرچند که عیال معتقد است  این قضیه  از سر حسادت و سوزش ماتحت بوده چرا که اخوی ایشان وهمسر محترمشان وبلاگ نویس هستند و اولی علمی ودومی هنری مینویسندو من که نه دانشمندم نه هنرمند پس چه خزعبلاتی را باید سرهم کنم-آنچه که من احساس کردم این بود که افراد در وبلاگهایشان  برای دقایقی خودشانند و ماهیت واقعی خودرا اعم از شهوتران..علمی..هنرمند..شاعر ...همه و در وبلاگهایشان خودشانند و چیزی برای پنهان کاری ندارندو چون ناشناسند راحت میگویند راحت مینویسند راحت نظر میدهند...حتی راحت دیگران را سرکار میگذارند

در وبلاگها کسی کسی رادرست وحسابی نمی شناسد (بجز عده ای از دوستان) بنا براین از تملق خبری نیست از ریا خبری نیست ..هیچ پیش زمینه ای درمورد کسی که برایت نظر میدهد یا برایش نظر میگذاری وجود ندارد پس راحتی...

خب من هم تصمیم گرفتم برای لحظاتی بدور از آب و رنگ جامعه بنویسم ونظر دیگران را جویا شوم  ..کامنت ها راهم فیلتر نمی کنم چون معتقدم هر کامنتی نشاندهنده شخصیت  نظر دهنده است (مثل ارائه بلیط اتوبوس)!!!!!

هرچند خانمها اینترنت بازی همسرانشان را مثل هوو میدانند ومن هم از این قاعده مستثنی نیستم   اما مینویسم اگر موضوع فرح بخشی بود دیگران را در شادیم شریک کنم واگر موضوع غمباری بود  شما دوستان نادیده ام  را هم یه دلجویی فرا خوانم ودر عین حال هم سعی میکنم کمتر اسباب ناراحتی بانو را فراهم آورم

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 0:32  توسط مازیار.ع  | 

من نه منم
فکر نکنید میخواهم در مورد این سریال تلویزیونی صحبت کنم.هر چند که این سریال مرا به یاد دوران بچگی ام می اندازدعروسکی کچل با دورموهایی مثل جارو رشتی (چیزی نمانده که من هم شبیه او شوم ) میخواند من منم من نه منم ای سرم واین گردنم چراغ دارم توی سرم ....هی ....چه دورانی بود  اما چیزی که مرا به این دوران برد  سریال بازی های وبلاگی بود که از دوست نادیده ام ارسلان که به من رسیدکه من چگونه من شدم وچه کسانی در من شدنم نقش داشتند یا چه چیزهایی از علایق من است

۱-پدر ومادر :هردو معلم واز اولین مربیان من که در مکتبشان تلمذکردم و وامدار زحماتشان هستم

۲-خواهرم:که راهنمایی هایش در طی دوران تحصیل برایم نقش مهمی داشت

۳-مرحوم دکتر مسعود آدرنگی :استادی که حق بزرگی برگردن من داشت

۴-همسرم:دوست هم پیمان در ادامه زندگی.. تمام تلاشم رامی کنم تا اورا به آنچه شایسته اش است برسانم اما .....غر زدن هایش راهم دوست دارم

۵-میوه شیرین زندگیم (پسرم) : بله پسرم ..منتهای آمال یک مرد پدر شدن است..کسی که با آمدنش باعث شد شخصیت یک پدر در من ایجاد شود

۶-مرحوم سیروس قایقران: شخصیت محبوب ورزشیم کسی که هنوز باشنیدن نامش در دل گریه میکنم

۷-مهران مدیری:در یک کلام قلب من چون تنها کسیست که در این دوران سخت می تواند مردم را به خنده وادارد

وبرای همه شان آرزوی صحت و سلامت  وبرای رفتگان امید روحی شاد دارم

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 1:52  توسط مازیار.ع  | 

زنده باد پشه !!!!!!
بچه که بودم همیشه از خودم میپرسیدم آخه پشه..مگس...سوسک چه فایده ای دارند که خلق شده اند

حالا بعد از یکسال واندی داروخانه داری  میفهمم چرا!!!!!....این روزها تواین خرابی بازار وبقولی گدا بهار که همه سرمزرعه در حال کشاورزی هستند وهیچکس توشهر پیدا نمیشه فقط این حشرات موذی هستند  که دست تعامل دراز کرده اند ومارا کمک میکنند تا با فروش اقلام زیر گذران عمر کنیم وحقوقی هم بدهیم:

اسپری سوسک کش وپشه کش...قرص پشه کش ..دستگاه پشه کش... پودر سوسک کش...اسپری دافع حشرات ..اسپری بعد از گزیدگی حشرات...همینا باشه ما از خیر مار وعقرب گزیده ش  گذشتیم

با عرض پوزش از انجمن حمایت از حیوانات

تا آپ بعدی ....

2 نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 14:21  توسط مازیار.ع  | 

فرهنگ ...جامعه...رسانه
از هفته قبل سریال تلویزیونی پول کثیف از شبکه استانی اینجا (چیکار داری کجا) شروع شد وطبق معمول همه سریال ها  خلافکارا همه شون داریوش وکیان وفرامرزو... بودن و همه شون هم ریش پروفسوری یا مدلی داشتن.... سید جواد هاشمی هم مثل  همه سریالاش نقش آدم خوبه قصه ست و باقی ماجرا..

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

بالاخره بعد از فیلم اخراجی ها تونستم فیلم ماکس رو ببینم.فیلم خوبی بود البته برای وقت گذراندن

اگر یه شو جلال همتی هم توش میذاشتن حتما طرفداران فیلم زیاد تر میشد (اسمش که همش توفیلم بود) فقط من تعجب کردم که چطور هنر مندایی مثل گوهر خیر اندیش وفرهاد آئیش ومحمد رضا شریفی نیا .... چطور حاظر شدن تو این فیلم بازی کنن!شاید به همون دلیلی که باقی تو فیلم اخراجی ها بازی کردن!!!

خوب ازین فیلم خیلی چیزا میشد فهمید:

۱-همه مسئولین ما یه جوری ما تحتشان آلوده است وخودشان هم بدشون نمی آد که یه قری بدن

۲-برای رسیدن به قدرت همه حاظرن آرمان ها واصولشون رو زیر پا بذارن

۳-مردم اینقدر خنگ هستن که هرچی جلویشان بذاری وبگویی خودش است قبول میکنن(خواننده تقلبی بجای اصلی)

۴-هر کی با یه من ریش می تونه نقش مامور قانون رو ایفا کنه

نمیدونم بخاطر این چیزا بود که این فیلم اجازه پخش پیدا نکرد  یا اینکه همه این ها تراوشات ذهن معیوب من بوده ومن هیچی از فیلم نفهمیده ام

.....پای دار باشید.....

2 نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 22:56  توسط مازیار.ع  |