مستند داروخانه

مدتیست که داروخانه را مجهز به دوربین مدار بسته نموده وگهگاه احساس میکنم اثرات مشهودش را نشان میدهد اما یعضی از عکسل العمل ها برایم جالب است  مثلا:

 یکبار یک خانم در انبوه شلوغی  دستش را تا برداشتن جنس از توی قفسه ها جلو برد و به محض دیدن دوربین چنان دستش را پس کشید که انگار گرمای شعله گاز دستش را سوزانده است

یکبار خانمی که ادعا میکرد 2000تومان پول داده است کارش با پرسنل بالا گرفت و بعداز نظر من که گفتم :"اجازه بدید از توی دوربین نگاه میکنم معلوم میشه شما درست میفرمایید یا نه " ناگهان میخکوب شد و گفت "ها... چی ...باشه... نه شما درست میگید به پولم نگاه کردم دیدم شما راست میگید " انگار نه انگار که تا همین چند لحظه قبل داشت داروخانه را روی سر ما خراب میکرد که پول داده است و ما داریم اشتباه میکنیم!!!

بعضی از بانوان به محض وارد شدن و دیدن دوربین انگار که چشم نامحرمی به ایشان مینگرد سریعا حجابشان را مربت کرده و خودرا از دید دوربین مخفی میکنند..

برخی هم برعکس با دیدن دوربین سعی در درست کردن سر وضع خود داشته ودنبال گوشه ای دنج میگردند تا خود را بیارایند ..

اما از همه جالبنر این است که میگویم :

یک روز بانویی که قیافه اش را زیاد دیده بودم ونشان میداد از مشتریان داروخانه ماست با کودکش که نشان میداد حداکثر 5تا6سال بیشتر نداشته باشد وارد داروخانه شد  و شروع کرد به سوال پیچ کردن فروشنده های بهداشتی و درخواست ردیف کردن اجناس مختلف که  ناگهان کودک با صدای بلند دوربین را نشان دادو گفت "اه مامان مامان ببین دوربین گذاشتن مواظب آدما باشه دیگه نمیتونی پول نداده در بری"!!!!

وبعد از آن صدای شترق سیلی زن به کودکش و نیشگونی محکم به بازوی او که شاید جایش هنوز هم کبود باشد و بعد از آن صدای تلق تلق پاشنه های کفش زن و گریه کودک در هم آمیخت و از داروخانه به سرعت بیرون رفتند ..من ماندم و نیشهای تا بناگوش باز دوستان  حاضر !!!!!

***************

*هر گونه مونث بودن قهرمانهای این داستان به صورت کاملا اتفاقی بوده هیچ ربطی به بنده ندارد

 

روز حسرت

بالاخره سریال روز حسرت هم تمام شد ..اما خوشحالم که این سریال حداقل جوری تمام شد که خیلی از بانوان محترمه دوست داشتند ..

خوب شد که لااقل دل خیلی از خانمها خنک  شد